خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





مهمونی دیشب و چند یادآوری

    Image result for ‫عکس نوشته امیر علی‬‎

    تولد امیر بود؛ بگذریم  از خیلی چیزا ...حالم خوب نبود، قبل مهمونی یه قرص خوردم ولی تاثیر چندانی نداشت؛امیر زیاد خوشحال نبود و جدیدا هم اصلا طرفم نمیاد و نمیزاره بغلش کنم(خواهر زاده ام که دوسالشه و آذر ماهیه)؛من هر چقدر در هر روز کمتر پست بزارم یعنی شادتر و با ثبات ترم(معمولا که اینطور بوده)نسبت به 90 درصد مشکلاتی که دارم آگاهم از جمله سندرم و مشکلات ه. ؛ تو فکرم؛ تو دوره سندرمم و حالم خوب نیست؛

    سندرم چیز "وحشتناکیه" !! و  همینطور بازی ه.

    آوه ....

    بازم دلتنگم.

    سندرم تمام افکارت رو بهم میزنه نمیدونی چی درسته چی غلطه پس به حرفام نمیشه زیاد اعتماد کرد و میگم که: از عشق های انسانی متنفرم دلم نمیخوام هرگز عاشق و وابسته به یه انسان باشم !

    راستی مشکلات من خصوصا درباره سندرم حتی 1 هزارمش رو کسی نمی تونه درک کنه حتی اگه یه دختر با شرایط مشابه باشه؛

    پس کسی درباره اش بهتره ازم ایراد نگیره و قضاوت نکنه ... براش بهتره چون اگه حرفی بزنه دلم بشکنه بعید نیست براش دعایی کنم ... البته که دعاست و نفرین نیست ... من و (واو مباینت) نفرین!؟

    بازم بگذریم ...


    این مطلب تا کنون 11 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : سندرم ,
    مهمونی دیشب و چند یادآوری

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر